سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
435
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
مقام انكار تحليف زنى به شب ، موجب ضرب شديد وحبس طويل باشد ، ذكر بنت جناب أمير ( عليه السلام ) در اين مقام شنيع - كه از تخييل آن مو بر تن مىخيزد وكار كسى از أهل اسلام نيست - بالأولى موجب ضرب شديد وحبس طويل باشد . پس اعراض عمر از ضرب مغيره وحبس أو نيز دليل قطعي است بر آنكه أو ترك امر واجب نموده ، ومداهنه را اختيار ساخته ; وضرب وحبس مغيره را چه ذكر از عجايب آنكه خليفه ثاني قبح وشناعت اين جسارت هم بيان نكرده ؟ ! هفتم : آنكه قول عمر : ( أتتجاهل عليّ ؟ ! والله ما أظنّ أبا بكرة كذب عليك ) دليل صريح است وبرهان صحيح بر آنكه عمر را ظنّ كذب ابوبكره حاصل نبود ، پس به غايت غريب است كه مخاطب را علم قطعي به كذب وزور ابوبكره وديگران كه شهادت به زناى مغيره دادند حاصل شد ، وعمر را با آن همه قرب وحضور ، ظنِّ كذب ابوبكره حاصل نشد . ونيز اين قول عمر دلالت دارد بر آنكه ابوبكره وشبل ونافع ، قاذف نبودند ، واجراى حدّ قذف بر ايشان وجهي از جواز نداشت ; زيرا كه اگر اين شهود قاذف بودند ، كذب ايشان حسب تصريحات قوم ثابت مىشد ، وچون كذب ابوبكره ثابت نشد ، قذف اين شهود هم ثابت نشود . اما اينكه بر تقدير قذف كذب ثابت مىشد ، پس إسحاق ‹ 626 › هروى در " سهام ثاقبه " گفته :